مبارز

پاسخ به ندای: "اینَ عمّار...؟"
مبارز

مبارز

پاسخ به ندای: "اینَ عمّار...؟"

مبارز

"إنّ حزب الله هم الغالـــــبون"
- مبارز مجازی در مقابل فتنه،منافقان و دشمنان جمهوری اسلامی ایران!
- پاسخ به ندای: "اینَ عمّار...؟"


مطالب این وبلاگ به صورت شخصی اداره میشود و ممکن است در بخش های مختلف، نظرات و دیدگاههای شخصی دخالت داشته باشند و در نتیجه میتواند دارای اشتباه بوده و قابل نقد و انتقاد.

استفاده از مطالب و تصاویر وبلاگ، بدون دخل و تصرف، و با ذکر لینک وبلاگ مشکلی ندارد.

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جمهوری اسلامی ایران» ثبت شده است

۰۷
دی

گور خواب ها

گورخواب‌ها برگشته‌اند. هر کدام به داخل یک قبر سر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند.


چطور معتاد شدی؟
پنج‌ سال پیش من بهترین آشپز بودم؛ برای یک شرکت ارمنی با ١٠٠ تا پرسنل غذا درست می‌کردم، شوهرم سرکار نمی‌رفت، خونه بود و همیشه در حال مصرف مواد بود، من نمی‌دانستم که بخوره (نوعی اعتیاد که از طریق در معرض بوی مواد قرار گرفتن ایجاد می‌شود) معتاد شدم. صبح‌ها سخت از خواب بیدار می‌شدم و سر کار چرت می‌زدم. یه بسته نسکافه خریدم که خوابم بپره، شوهرم دید گفت خاک بر سرت، این چیه خریدی؟ بیا، دوای تو پیش منه، یه چیزی می‌دم که کلا خواب از کله‌ات بپره، بشم شیشه داد کشیدم. بعدش من تا یک هفته نمی‌تانستم بخوابم. وسواس کار کردن گرفته بودم. گفتم مرد خدا ذلیلت کنه، منو ببر دکتر، نمی‌تونم بخوابم. یه چیز دیگه بشم داد گفت اینو بکشی می‌خوابی، هرویین بود، اونو که زدم تا دو روز خواب بودم، انگار مرده بودم. برای آرام شدن، مجبور شدم دوباره بکشم و کم‌کم کارمم از دست دادم.
دانه‌های درشت اشک روی گونه‌های فرو رفته‌اش می‌چکد، نفس عمیقی می‌کشد و انگار به پنج‌سال گذشته برگشته است...


«می‌خوام ترک کنم، تو را به خدا، تو را به دین‌تان کمکم کنید که ترک کنم، خسته شدم، خسته شدم از هر روز گدایی‌کردن تو عوارضی. من قبلا می‌آمدم قبرستان، حالم بد می‌شد، بار اولی که منو کشیدن پایین تو قبر تا سه روز مریض بودم و نتونستم بخوابم، اما خب چاره‌ای ندارم، جایی را ندارم که برم.»
چرا نمیری کمپ؟
«چندبار رفتم، اما آن‌جا منو میزنن، موهامو می‌کشن. موهامو ‌می‌تراشن، شلنگ رو گره میزنن و با گره شلنگ ما رو میزنن، هنوزم جای کتک‌هایی که خوردم روی بدنم هست، من دیگه جانی ندارم که کتک بخورم.»


متن کامل رو ببینید، حتی زن و بچه های معتاد هم در این گورها شب و روز میگذرونن | منبع خبر


+ آدرس: اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار

+ چی میتونم بگم؟!
#حقوق_شهروندی

  • دوست مجازی
۲۱
بهمن

یه سلامی هم بکنیم خدمت اونایی که:

از فیلمهای هالیوودی ضدایرانی مثل 300 و آرگو انقدر شرمزده و خاک برسر نشدن که به خاطر پخش فیلم اقتدار نیروهای دفاعی ایران و اسارت و گریه سربازهای آمریکایی زجه و ناله میکنن و برسر میزنن!!!


سربازهای آمریکایی

سربازهای آمریکایی

  • دوست مجازی
۲۵
آذر
  • دوست مجازی