مبارز

پاسخ به ندای: "اینَ عمّار...؟"
مبارز

مبارز

پاسخ به ندای: "اینَ عمّار...؟"

مبارز

"إنّ حزب الله هم الغالـــــبون"
- مبارز مجازی در مقابل فتنه،منافقان و دشمنان جمهوری اسلامی ایران!
- پاسخ به ندای: "اینَ عمّار...؟"


مطالب این وبلاگ به صورت شخصی اداره میشود و ممکن است در بخش های مختلف، نظرات و دیدگاههای شخصی دخالت داشته باشند و در نتیجه میتواند دارای اشتباه بوده و قابل نقد و انتقاد.

استفاده از مطالب و تصاویر وبلاگ، بدون دخل و تصرف، و با ذکر لینک وبلاگ مشکلی ندارد.

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مردم» ثبت شده است

۰۷
بهمن

رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپفیلم زیر مربوط به پخش زنده مراسم تحلیف دونالد ترامپ از فیسبوکه که واکنش همزمان مردم، در پایین ویدئو نمایش پیدا میکنه :))
بیچاره ها دارن روزشماری میکنن که کِی از دست این دیوانه ی منتخب خودشون، راحت میشن :دی

امروز 4 امین روزه و 1461 روز دیگه از ریاست جمهوری ترامپ باقی مونده laugh

 

 


دریافت

  • دوست مجازی
۰۴
بهمن

احتمالا اگه آتش نشان ها وارد ساختمان پلاسکو نشده بودن، و ساختمان سوخته و فرو ریخته بود،

الان همین مردمِ راحت قضاوت کنِ قاضی، که براساس نفهمی خودشون(نداشتن فهم و علم نسبت به تخصص آتش نشانی) و اخبار کذب و شایعه ها دارن قضاوت و داوری میکنن، جمع میشدن جلوی پلاسکوی ویران و علیه کمکاری و بی عرضگی آتش نشان ها در انجام وظیفه و کنترل آتش شعار میدادن...و بیانیه میدادن که اگه آتش نشانها وارد ساختمان شده بودن و آتیش رو خاموش کرده بودن، ساختمون نمیریخت و انقدر به مردم ضرر مالی زده نمیشد.

  • دوست مجازی
۱۸
دی

بعد از شنیدن خبر گورخواب ها، فکر همه این بود که کاش حداقل یه جای خواب گرم تو این سرمای استخوان سوز داشته باشن و یکی از این فلاکت درشون بیاره.

خوشبختانه چند روز بعدش من این تصاویر و منتقل شدن اونها، و خیلی های دیگر رو به گرمخانه ها دیدم و کمی دلم گرم شد که باز خوبه:

گورخواب ها

+ درسته که اینها بیشترشون معتاد هستن و خودشون در سرنوشتی که دارن کاملا مقصر هستن، ولی در عین حال بازهم باید بهشون کم کرد. باید به فکر ترک دادن و معالجه اونها بود و براشون کار و فعالیتی ایجاد کرد که مجبور به کارهای اینچنینی نشن.

+ یک شب کنار زنده هایی که...

+ وزیرکشور: گورخوابها خودشان به گرمخانه نمیروند

 

  • دوست مجازی
۰۷
دی

گور خواب ها

گورخواب‌ها برگشته‌اند. هر کدام به داخل یک قبر سر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند.


چطور معتاد شدی؟
پنج‌ سال پیش من بهترین آشپز بودم؛ برای یک شرکت ارمنی با ١٠٠ تا پرسنل غذا درست می‌کردم، شوهرم سرکار نمی‌رفت، خونه بود و همیشه در حال مصرف مواد بود، من نمی‌دانستم که بخوره (نوعی اعتیاد که از طریق در معرض بوی مواد قرار گرفتن ایجاد می‌شود) معتاد شدم. صبح‌ها سخت از خواب بیدار می‌شدم و سر کار چرت می‌زدم. یه بسته نسکافه خریدم که خوابم بپره، شوهرم دید گفت خاک بر سرت، این چیه خریدی؟ بیا، دوای تو پیش منه، یه چیزی می‌دم که کلا خواب از کله‌ات بپره، بشم شیشه داد کشیدم. بعدش من تا یک هفته نمی‌تانستم بخوابم. وسواس کار کردن گرفته بودم. گفتم مرد خدا ذلیلت کنه، منو ببر دکتر، نمی‌تونم بخوابم. یه چیز دیگه بشم داد گفت اینو بکشی می‌خوابی، هرویین بود، اونو که زدم تا دو روز خواب بودم، انگار مرده بودم. برای آرام شدن، مجبور شدم دوباره بکشم و کم‌کم کارمم از دست دادم.
دانه‌های درشت اشک روی گونه‌های فرو رفته‌اش می‌چکد، نفس عمیقی می‌کشد و انگار به پنج‌سال گذشته برگشته است...


«می‌خوام ترک کنم، تو را به خدا، تو را به دین‌تان کمکم کنید که ترک کنم، خسته شدم، خسته شدم از هر روز گدایی‌کردن تو عوارضی. من قبلا می‌آمدم قبرستان، حالم بد می‌شد، بار اولی که منو کشیدن پایین تو قبر تا سه روز مریض بودم و نتونستم بخوابم، اما خب چاره‌ای ندارم، جایی را ندارم که برم.»
چرا نمیری کمپ؟
«چندبار رفتم، اما آن‌جا منو میزنن، موهامو می‌کشن. موهامو ‌می‌تراشن، شلنگ رو گره میزنن و با گره شلنگ ما رو میزنن، هنوزم جای کتک‌هایی که خوردم روی بدنم هست، من دیگه جانی ندارم که کتک بخورم.»


متن کامل رو ببینید، حتی زن و بچه های معتاد هم در این گورها شب و روز میگذرونن | منبع خبر


+ آدرس: اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار

+ چی میتونم بگم؟!
#حقوق_شهروندی

  • دوست مجازی