اسلام حضرت محمد(ص)

  • ۲۸
  • برای مشاهده و ارسال آسانتر شما، این مستند در 11 بخش دودقیقه ای در کانال تلگرام مبارز آپلود شد:
    لینک بخش اول در کانال تلگرام

    شما رسانه باشید...

     

    🔴 پیشنهاد میکنم این مستند رو هم دانلود کنید و مشاهده کنید که چه شده...

    📍 "به عقب بازنمی گردیم" نام مستندی است که اجازه پخش در صدا و سیما نگرفت:

    دانلود  |  لینک در آپارات

    ❌من به دلایلی که در این مستند ذکر شده، به روحانی رای نمیدم!!!
    مستندی که بازیگر و کارگردانش کسی نیست جز آقای روحانی و دولتش...


    + حامیان آقای روحانی هم اگر منطقی دارن میتونن مشاهده اش کنن!

    حسن روحانی عصبانی

  • ۶
  • پست جدید آقای یامین پور در اینستاگرام و برخی کامنتهای مربوط به اون، حرف دل خیلی ها بود نسبت به این افسادطلبان...

     

    اصلاح طلب خاتمی موسوی جنبش سبز بی دین

     

    انگلیس و اصلاح طلبها

    متن پست:

    « چرا اصلاح‌طلبان که زمانی با طعنه و تمسخر و انکار درباره نهاد دین و مرجعیت سخن می‌گفتند، مدتی‌‌ است به دنبال بازیابی رابطه خود با وجه غیر انقلابی حوزه قم هستند؟
    پاسخ مختصر را در دو توییت فوق ببینید.
    بی‌شک سکولارها برای تضعیف حوزه انقلابی و رویش‌های فقه پویا، به دنبال تقویت و تکریم وجه عقب مانده و متحجر حوزه هستند.
    🔶️خب البته اگر بپرسید نظرت راجع به نامه آیت الله یزدی چیه خواهم گفت مخالفم و کاش چنین نامه‌ای منتشر نمی‌شد‌. آنچه نوشتم فارغ از ماجراهای اخیر باید درک بشه... امیدوارم »

     

    * اپرچونیست یا اپورتونیست(opportunist): فرصت طلب، نان بنرخ روز خور

     

    یکی از کامنتها:

     

    پرده اول: منتظری که قائم مقام رهبریست بخاطر محاکمه نزدیکانش از نظام و حضرت امام(ره) کینه به دل گرفته و از هر فرصتی برای کوبیدن نظام استفاده میکند...
    مهدی_کروبی(از سران فتنه88) که در سال 67 مدعی خط امام بود به همراه چند تن دیگر نامه ای خطاب به آقای منتظری مینویسند و صراحتاً ایشان را نصیحت به دوری از لیبرال های بی دین میکنند...چند سال بعد مهدی کروبی جزو جریانی موسوم به اصلاحات شده... در فتنه 88 با همین جریان لیبرال هم صدا میشود و آقای منتظری هم از آنها حمایت میکند!!
    .
    پرده دوم: آیت_الله_شبیری_زنجانی عالمی مورد احترام همه هستند ولی دیدارهای حمایتی ایشان با افراد معلوم الحالی که در جریان اصلاحات بیرق حسینی آتش زده اند، روزانه دهها توهین به اسلام و امام حسین کرده اند و در مقام مسئولین نظام بزرگترین خیانت ها و بیعاری ها را نشان داده اند، باعث دلخوری دلسوزان نظام شده است.
    آیت_الله_یزدی که فقیهی مجاهد و خدمتگزار هستند، دلسوزانه در نامه ای با احترام از ایشان گلایه میکنند که با افراد مسئله داری که خون به دل رهبری کرده اند چرا دیدار میکنید؟ و باید بدانید که هرچه دارید از جایگاه مرجعیت و نظام اسلامی است پس باید شئونات را رعایت کنید...
    .
    و بلافاصله وقیحان افسادطلب یک نامه ساده انتقادی را توهین به مرجعیت مینامند!!! چه کسانی؟؟؟ افرادی که تا همین دو روز پیش داشتند از خبرنگار هتاکشان که به امام حسین (ع) جسارت کرده بود دفاع میکردند!! و فحشی نمانده که به دین و علما و رهبری نداده باشند!
    میگویند آیت الله یزدی نباید از آیت اللهی دیگر انتقاد کند ولی نمیگویند کروبی که در سال 67 معممی ساده بود چطور به آقای منتظری که مرجع برخی و قائم مقام رهبری بود نامه انتقادی و آمرانه نوشت؟؟؟
    .
    بله... برای این مفسدان قدرت طلب، حق و باطل تحت موافق و مخالف آنها شناخته میشود... اگر کسی موافق آنها باشد حتی جاسوس و آشوبگر و فحاش و اختلاسگر هم باشد برایش جان میدهند و کافیست مخالف یا منتقد آنها باشی تا نانجیبانه ترین حملات را به تو کنند و از هر کلام یا حرکتت یک داستان بسازند برای ترور شخصیتت.... ما دچار این جریان پلیدیم... جریانی که خدا را اگر گاهی میخواهد، برای خرماست...کسانی که فریاد آزادی_بیان و انتقاد از امام زمان(عج) سر میدهند ولی کوچکترین نقدی را تحمل نمیکنند و با هیاهو سعی میکنند صداها را خاموش کنند... ولی هیهات که صدای حق از حلقوم ها خاموش شود و علی دوباره تنها بماند...
    .
    پ. ن: خدا میدونه باز افسادطلبا میخوان چه گندی بزنن که نیاز به یک هیاهو داشتند...

     

    لینک پست

     

  • ۲
  • همه از بی تقواییه...

    اگه یک ذره تقوا در دل و تفکرشون بود و

    اگه حتی به این فکر بکنن که حتی یک درصد، حتی نیم درصد این کارشون و بی حجابی و جلوه گری و نمایششون تاثیر اجتماعی و خانوادگی میتونه داشته باشه...

    به این فکر بکنن که این ترویج بی حجابی و جلوه گری و نمایشهای جنسی چه تاثیرات مخربی در جامعه و جوانها و خانواده ها میتونه داشته باشه...

    باید قدری تامل کنن و قدری خودشون و احساساتشون رو کنترل کنن...

    همونهایی که شاید حتی در مواردی مثل حقوق حیوانات، آنچنان رعایتها میکنن و آنچنان شعارها میدن...

    ولی وقتی کار به حقوق جامعه و خانواده ها میرسه هیچ ترسی ندارن از عواقب کارهاشون(حتی اگر فرض کنیم که این بی حجابی و جلوه گری فقط یک نفر یا خانواده را درگیر کند)...

    ولی حیف که تسلیم هوا و هوسهای زودگذر میشن و حتی آثار دنیایی اون رو درنظر نمیگیرن...این رو در نظر نمیگیرن که لازمه یک جامعه بدون حجاب و عفت چه چیزهاییه و انگار نمود عینی و تجربه شده اش رو در غرب نمی بینن...که جامعه و خانواده هاشون به چه سمتی رفتن! از روابط نامشروع و بدون محدودیت گرفته تا ابزار جنسی و نمایشی شدن خانمها در تبلیغات و صنعت کثیف مستهجنی که همه رسانه های ماهواره ای و اینترنتی رو فرا گرفته...در کنار اینها یک موضوع عجیب تر اینکه با این مثلا انقلاب جنسی و مثلا طبیعی جلوه دادن زیبایی های جنسیتی زنان به مردان، باعث شدن که روابط و امیال طبیعی انسانی که باعث جذب دو جنس مخالف و نهایتا ازدواج و تشکیل خانواده میشد، حالا مثلا برای مردها و زنها طبیعی شده و در عوض از این عادت رد شدن و به سمت امیالی حیوانی و کثیفی مثل همجنس گرایی و همجنس بازی و لواط و حتی زندگی با حیوانات کشیده شده...آمار تجاوزات در محیط های عمومی و کاری و جامعه اشون، فاحشه خانه ها و صنعت پورنشون...آمار فرزندان نامشروع و روابط بی بندوبار زنها و مردان متاهل...همه و همه ریشه در این داره که اونها سعی کردن به این آزادی جنسی برسن و نهایتا به اینجا رسیدن... این طبیعی کردنها آخرش کجاست؟ آخرش بیدار کردن و ترویج امیال حیوانی و غیرانسانی و غیرطبیعی مثل لواط برای ارضای هوا و هوسها نیست...؟ هوا و هوسی که آخر و انتها نداره، تا کجا این برهنگی ها باید برود، بعد از روسری نوبت چیست؟ آیا برابری حقوق زنان با مردان فقط در نمایش زیبایی ها و داشته های جنسیتی اونها خلاصه میشه؟ آیا زنها تفکر و اندیشه آزاد و مستقل از جنسیتشون نمیتونن داشته باشن؟ آیا نمیتونن بدون نمایش جلوه های زیبایی زنانه اشون در جامعه و اجتماع حقوق برابر داشته باشند؟ یا حتما باید از این داشته های جنسیتی در سطح کوچه و خیابان و جامعه هم استفاده کنند، به جای خانه و خانواده و مسیر انسانی...

     

    در ادامه بخشی از کتاب مساله حجاب استاد شهید مطهری رو بخونیم:

    «حقیقت امر اینست که در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخیر حجاب - سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن اینست که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات‌ را به استثناء زنا ببرد یا نه؟  خیر ، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین‌ می‌توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است . و زنان نیز از اینکه مردان‌ را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل‌ ممنوع می‌باشند . درست است که صورت ظاهر مسأله اینست که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون‌ بیاید یا عریان ؟ یعنی آنکس که مسأله به نام او عنوان می‌شود زن است ، و احیانا مسأله با لحن دلسوزانه‌ای طرح می‌شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگر است‌ و آن اینکه آیا مرد باید در بهره‌کشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی‌ مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آنکه در این مسأله ذی نفع است مرد است نه‌ زن ، و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع‌تر است . به قول ویل دورانت‌ :

    " دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است " . پس روح مسأله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است...»

  • ۲
  • حضرت محمد ص و امام علی ع ، دین و دانش و آخرالزمان

     

    امام علی علیه السّلام فرمودند:
     
    یا مَعشَرَ الفِتیانِ، حَصِّنوا اَعراضَکُم باِلاَْدَبِ وَ دینَـکُم بِالعِلمِ

    اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید.

    تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 210
     
    + قبل‌ها حدیث اول از حضرت محمد(ص) را در وبلاگ گذاشته بودم، امروز اتفاقی حدیث دوم از امام علی(ع) رو دیدم و فکر کردم اینها میتونن مکمل هم باشند و راهگشای این روزها که هرکسی بدون دانش و آگاهی و از هر سمتی به دین و اعتقادات حمله میکنه...یکی ته دین رو قیچی میکنه و دیگری سر دین رو میبره...یکی از حجابش کوتاه میاد و دیگری تعریف باب میل خودش رو باب میکنه...


    + پیشنهاد نوشت: این مصاحبه آقای برمایی و نکات مهم در مورد ازدواج

  • ۰
  • شما سلبریتی ها و بازیگرها و شاخهای فضای مجازی عامل پخش ویروسهای کشنده فرهنگی و سیاسی کشور شدین...یه روز در عرصه سیاست از یکی حمایت میکنین و بعد که گند زد دیگه تا 1400 خبری ازتون نمیشه...خبرها و موضوعات فرهنگی رو هم از دیدگاه عالمانه و متخصصانه خودتون مطرح میکنید، نه اینکه در همه زمینه ها علاوه بر شاخ بودن تخصص دارید...و اسمشم میذارید آزادی در اظهارنظر، غافل از اینکه این ویروسهای اظهارنظری که پخش میکنید در بین مردم و عوام تاثیرگذار هست و حتی جهت دهنده افکار میشه....واقعا چه کسی گفته شماها باید در هر موردی اظهارنظر کنید، حداقل در مقابل این همه آدم که مخاطب شما هستن و چشمشون به دهن و رفتار شماهاست مسئولیت و وجدان داشته باشین...خبرهای کذب و دروغ که دیگه بماند...

  • ۲
  • سخنرانی دیشب مریم رجوی درباره نقش منافقین در فتنه سال ۸۸ و خوشحالی زایدالوصف از مطالب مطرح شده توسط برخی کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری!

    قشنگ ببینید و حرفها و شعارهای همین انتخابات 96 و فتنه سال 88 رو به یاد بیارید! هرکسی که حافظه تاریخیش مشکل داره، دیدن تَـکــرار فیلم مناظره ها و میتینگ های انتخاباتی بعضی ها شدیدا براش توصیه میشه...


    دریافت

    لینک در تلگرام

    + البته که جواب این منافقین، چه خارجی چه داخلی، یه مرصاد دیگه است...

  • ۳
  • رهبر انقلاب شعار علیه روحانی

    + شعارهای امروز در عین توهین ها و تهمت ها و اهانتهای شخص آقای روحانی به منتقدان، محکوم است.

    + آقای روحانی خودشان باید از دوقطبی کردن جامعه دست بردارند که به نفع کشور و هیچ کس نیست!

    + از این دست مقایسه ها برای احمدی نژاد و بنی صدر هم بوده و 4 سال آخر دولتش از این حرفها زیاد زده شد...حالا معلوم نیست این مظلوم نمایی ها و دوقطبی کردن چرا به اسم 24 میلیون حامی روحانی داره صورت میگیره...این شعارها محکومه حتی از طرف ما که به روحانی رای ندادیم و ازش مطالبه داریم برای عمل به وعده های عمل نشده اش...
    + حواسمون باشه در این وضعیت خطرناک منطقه، هر تحرکی باید هوشمندانه باشه. نه به تفرقه و دوقطبی کردن جامعه، چه از طرف مسئولان چه رسانه ها!

    خبرهای مرتبط: در محکومیت اقدام ناشایست امروز علیه رئیس‌جمهور

  • ۳
  • بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها - 96/3/31

    رهبر انقلاب استقلال کشور

    «دو جور نقش‌آفرینی وجود دارد: یکی شاگردپروری و عالم‌پروری است یعنی نقش‌آفرینی روی دانشجو؛ یکی نقش‌آفرینی در بیرون محیط دانشگاه؛ دو جور نقش‌آفرینی ما توقّع داریم که اساتید دانشگاه ما داشته باشند.

     امّا در مورد شاگردپروری، اهمّیّت این کار خیلی بالا است. شما میخواهید نیروی انسانی را آماده کنید برای یک دوران آینده‌ی بسیار پرمسئله؛ دورانهای آینده‌ی ما یعنی دهه‌های آینده‌ی ما، دهه‌های بسیار پُرمسئله‌ای است؛ مسائل گوناگونی [دارد]؛ می‌بینید تحوّلات دنیا را؛ تحوّلات بسیار سریع و بسیار قاطع [است]. یا این است که این تحوّلات آینده، موجب خواهد شد که این حباب وابستگی، این حصار وابستگی‌ای که به‌صورت تاریخی روی ملّت ایران گذاشته شده است، شکسته خواهد شد و ما از این حباب و از این حصار بیرون می‌آییم و جای خودمان را پیدا میکنیم، شأن خودمان را پیدا میکنیم، حرف خودمان را در دنیا عَلَم میکنیم، مطرح میکنیم -ما حرف داریم، نظام اسلامی حرفهای زیادی دارد؛ حرفهای تازه‌ی زیادی دارد- و در دهه‌های آینده، نیروی انسانی ما، نیرویی که امروز شما دارید تربیت میکنید، با همّت خود، با عزم خود، با سواد خود و دانشی که آموخته، با روحیّاتی که به او داده شده، خواهد توانست این حصار وابستگی و تعطیل و مانند اینها را بشکند و واقعاً یک حرکت به معنای واقعی بکند و ایران و ایرانی در جایگاه واقعی خودش قرار بگیرد؛ یا این خواهد شد، یا خدای نکرده، وارد یک دوران تحقیرشدگی طولانی دیگری خواهد شد، اگر چنانچه این خصوصیّات را نیروی انسانی ما نداشته باشد؛ اگر نیروی انسانی ما وابسته اندیشید، وابسته حرکت کرد، از وابستگی خوشش آمد، قدر استقلال را ندانست، قدر اسلام و ارزشهای اسلامی را ندانست، به خودش بی‌اعتماد بود -اگر این‌جور بود- آن‌وقت ما وارد یک دالان تاریک طولانی دیگری خواهیم شد، مثل همین دورانی که در زیرسلطه‌ی غرب از اندکی قبل از مشروطه تا قبل از انقلاب قرار داشتیم که با زحمت زیاد و با تلاش زیاد، توانستیم خودمان را به یک نحوی نجات بدهیم؛ باز وارد همان فرآیند تلخ دشوار گذشته خواهیم بود. این بستگی دارد به اینکه شما امروز این دانشجو را چه‌جوری پرورش بدهید. بنابراین پرورش دانشجو به نظر من خیلی مهم است.»

    متن کامل بیانات  | صوت

  • ۱
  • نامه امام به خانم خدیجه ثقفی (خانوادگی)

    ‏‏نامه‏

    ‏‏زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351‏

    ‏‏مکان: ‏‏لبنان، بیروت‏

    ‏‏موضوع:‏‏ خانوادگی‏

    ‏‏مخاطب: ‏‏ثقفی، خدیجه‏[1]

    ‏   « ‏‏تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم‏‎ ‎‏عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینۀ قلبم منقوش است.‏‎ ‎‏عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. ‏‏[‏‏حالِ‏‏]‏‏ من با‏‎ ‎‏هر شدتی باشد می گذرد ولی بحمدالله تا کنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر‏‎ ‎‏زیبای بیروت هستم؛‏‎[2]‎‏ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی‏‎ ‎‏منظرۀ خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظرۀ عالی به دل‏‎ ‎‏بچسبد.‏

    ‏‏ در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم، از قرار معلوم و معروف یک‏‎ ‎‏کشتی فردا حرکت می کند ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم.‏‎ ‎‏عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همۀ حجاج را‏‎ ‎‏موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدری نگران هستیم ولی از حیث مزاج بحمدالله به‏‎ ‎‏سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است جای شما‏‎ ‎‏خیلی خیلی خالیست. دلم برای پسرت‏‎[3]‎‏ قدری تنگ شده است. امید است هر دو‏‎[4]‎‏ به‏‎ ‎‏سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا‏‎[5]‎‎ ‎‎‏و خانم ها‏‎[6]‎‏ کاغذی نوشتید سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه نایب الزیاره هستم.‏

    ‏‏    ‏‏به خانم شمس آفاق‏‎[7]‎‏ سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر‏‎[8]‎‏ سلام برسانید.‏‎ ‎‏به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.‏

    ‏‏     صفحۀ مقابل را به آقای شیخ عبد الحسین بگویید برسانند.‏

    ‏‏     ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح الله .‏

    ‏‏     عکس جوف در حال دلتنگی از حرکت نکردن.‏‎ [9]»

    منبع: صحیفه امام جلد اول، صفحه 2

    پانوشت:

    1.  ملقّب به قدس ایران، همسر امام خمینی.
    2.  برای عزیمت با کشتی به عربستان برای انجام اعمال حج.
    3.  آقای سید مصطفی خمینی که در آن زمان سه ساله بوده است.
    4.  اشاره به آقامصطفی و فرزند دیگرشان که درآن زمان هنوز به دنیا نیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه در زمانی که امام در سفر حج بودند، متولد گردید و او را «علی» نام گزاردند.وی درکودکی بر اثر بیماری درگذشت.
    5.  آقای میرزامحمد ثقفی، پدر همسر امام خمینی.
    6.  مادر و مادربزرگ همسر امام خمینی که در آن زمان در قید حیات بوده اند.
    7.  شمس آفاق ثقفی، خواهر همسر امام خمینی.
    8.  آقای دکتر علوی.
    9.  اشاره به نبودن کشتی جهت عزیمت به جدّه.

     

    + بدون شرح بیشتر... :)

  • ۲
  • رضا میرکریمی در برنامه راز نادر طالب زاده - سینمای دینینادر طالب زاده مجری کارشناس برنامه "راز " دیشب میزبان سید رضا میرکریمی کارگردان و فیلمنامه نویس سینما بود.
    سید رضا میرکریمی فارغ التحصیل گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای تهران است و در گروه سینمای فرهنگستان هنر نیز عضویت دارد. وی فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۶ با فیلم کوتاه ۱۶ میلیمتری برای او آغازکرد و سپس فیلم‌های کوتاه ۱۶ میلیمتری یک روز بارانی و ۳۵ میلیمتری خروس را ساخت. برخی از آثار سینمایی میرکریمی در مقام کارگردان می‌توان به یک حبه قند – به همین سادگی – خیلی دور، خیلی نزدیک – اینجا چراغی روشن است – زیر نور ماه و کودک و سرباز و امروز اشاره کرد.

    برنامه "راز " به تهیه کنندگی محمدرضا محمدی نجات در گروه اجتماعی شبکه چهار سیما تهیه و تولید می‌شود و شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۳ به صورت زنده از شبکه چهار سیما پخش و روز بعد ساعت 17 باز پخش می‌شود.

    مشاهده در آپارات

     

     

    بخشی از صحبت های ایشون درباره پیش تحقیق فیلم محمد رسول الله اثر مجید مجیدی:

    «...پیامبر ما در 40 سالگی مبعوث شد.
    غالب علمای ما اعتقاد دارن که پیامبر از ابتدا پیامبر بود، خودشم میدونست.
    پس روز مبعث چه روزی بود؟
    اون روز، روز اجازه ابلاغ بود!
    یعنی روزیه که شرایط آماده شد برای ابلاغ!
    خوب این رو با خودمون فکر کنیم: یعنی قبلش پیامبر توی یک جامعه ای که در اقلیت بود زندگی کرد، به تنهایی، فقط این راز بین خودش بود، خودش میدونست که کیه، با مشرکین با بت پرستها با کفار 40 سال زندگی کرد. توی این 40 سال همه اون چیزی که میخواست توی سال چهلم ابلاغ کنه رو عمل کرد، بدون اینکه شعارش رو بده! و بعد اجازه ابلاغ بهش داده شد...»

     

    + پیشنهاد میکنم اگر علاقه به این موضوعات و ترویج دین و سینمای دینی و حتی روشهای تبلیغ دین و شناساندن انقلاب و دین اسلام به سایر نقاط جهان و سایر فرهنگ ها و جوامع دارید، حتما این قسمت رو مشاهده کنین! ;-)

  • ۴
  • نماز صبح در ماه رمضان، شاید یکی از اول وقت ترین نمازها باشه در بین کل نمازها...بعد افطار هم که باید خیلی اراده قوی داشته باشی که نمازت اول وقت بشه... :دی

    میخوام از نماز صبحم بگم، یعنی یکی از نماز صبح هام. چون الان که به ذهنم رسید نماز صبحم رو اینجا بنویسم، همزمان این فکر هم به ذهنم اومد که هر نماز صبحی شاید برای خودش منحصر به فرد باشه(و به همین ترتیب هر نمازی) و دیگه تکرار نشه...

     

    اول از وضو شروع میشه:
    وضو میگیرم قربه الی الله! همراه با صلوات...

    با باز کردن جانماز، همیشه این به ذهنم میاد که اذان رو هم بگم یا نه؟ چون این از بچگی یادمه که وقتی علاوه بر اقامه، اذان رو هم خودت بخونی، هزاران ملائکه و فرشته هم پشت سرت به نماز میایستن و این خیلی وسوسه انگیزه...

    اذان: حضور قلب رو فقط با توجه به معانی میتونم به دست بیارم، که البته میزانش در طول نماز مدام در حال تغییره... شهادت میدهم که محمد(ص) پیامبر و رسول خداست. بشتابید به سوی بهترین اعمال، هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست!

    نیت: استغفرالله ربی...دو رکعت نماز صبح میخوانم، واجب قربه الی الله!

    حمد:
    به نام خداوند بخشنده مهربان...
    خدایی که مهربانیش رحمانی و رحیمی است، یعنی چون همه را شامل میشود پس من را هم حداقل شامل میشود. مالک روز جزاست. خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم. ما را به راه راست هدایت کن. این روزها بیشتر به این آیه توجه دارم، چون چند روز پیش رهبرم در این باره صحبتی کردن، که مشکلات ما و جهان از اینه که راه راست رو گم می کنیم. با تاکید میخونم و از ته دلم میخوام که خدایا منو هم مثل بقیه به راه راست هدایت کن و در راه راست نگه دار...
    نه راه اونهاییکه بهشون غضب کردی و نه گمراهان...خدایا میترسم از اینکه جزو گمراهان باشم و حواسم نباشه...

    سوره(اخلاص):

    بگو او خدای یگانه است. یعنی همه شریکهای دنیوی که در ذهنم هستن رو کنار بذارم.

    خدایی که بی نیاز است. در مقابل خدایی هستم که بی نیازه...و این منم، انسانی که پر از نیازه، پس باید حواسم باشه...

    خدایی که همتایی نداره...

    رکوع: در مقابل خداوند بزرگی که پاک و منزه هست سپاس گزارم.

    سجده: بندگی در برابر خدای بلند مرتبه و حمد و سپاس از سر بندگی و تسلیم...شاید در سجده بیشتر در محضر خدا بودن رو حس میکنم، از اینکه در مقابل این عظمت و خدایی سر سجده فرود آوردم و میتونم حتی بهش نزدیک باشم...

    بحول الله و قوته اقوم و اقعد: هر بخشی از نماز هر از گاهی برام معنی و مفهوم جدید و متفاوتی به خودش میگیره. این قسمت هم مدتی هست که برخی ناتوانی ها و مشکلاتم رو به یادم میاره و توانایی و قدرت خدا رو در مقابلشون می بینم و به خودم امید میدم که هرچی باشه دست خدا چیزی نیست...

    دوباره حمد و سوره...

    و قنوت رو یه فرصت میدونم. یه فرصت که بسته به حال و احوالم ازش استفاده میکنم...یعنی دوست دارم طولانی باشه و تا جاییکه میشه غیردنیوی. از صلوات شروع میشه...

    "ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه، و قنا عذاب النار" خدایا در دنیا و آخرت به ما نیکی و بهترینی که خودت صلاح میدونی رو عطا کن و ما را از عذاب جهنم دور فرما...

    "رب ادخلنی مدخل صدقٍ و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطاناً نصیرا" خدایا ورود من به کارها و مسائل مختلف رو با صدق و راستی قرار بده و خروج و اتمام کارهام رو هم با صدق...برای من از جانب خودت کمک و یاری قرار بده تا شکست نخورم یا لغزشهام رو جبران کنم...این دعا رو اتفاقی در یکی از شبهای رمضان سالهای پیش یاد گرفتم وقتی که دنبال یه همچین دعا و مضمونی بودم و باخودم گفتم چی بهتر از آیه قرآن...


    سجده آخر و یکم مراوده بیشتر با خدا رو از دوران سربازی یاد گرفتم، برام همیشه جای سواله که چرا قبلا بهش توجه نکرده بودم؟ چندتا ذکر این سجده رو از روحانی نماز جماعتمون یاد گرفتم: "یا لطیف ارحم عبدک ضعیف..." ..."رب صل علی محمد و آل محمد"...این سجده هم باز از اون فرصت هاست...

    تشهد و سلام: باز سعی میکنم در حضور خدا بودن رو حس کنم و حمد و سپاسی که سزاوار خداست...محضر و وجود پیامبر مهربانی و رحمه للعالمین رو درک کنم و به یاد بیارم که چه نعمتی نصیبمون شده...کاش منم جزو بندگان صالح خدا باشم...

    و ذکرهای بعد نماز: "اللهم انت ربی لا شریک لک اصبحنا و اصبح الملک لله" و دعای "اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ..."

     

    + این پست رو به دلایل مختلفی نوشتم،

    مثلا یه دلیلش این بود که میخواستم از دوستان بخوام اونها هم پستی شبیه این بنویسن، تا از چیزهایی که بلدیم از هم یاد بگیریم، مخصوصا ذکرهای مختلف در حین نماز و یا بعد نماز...از تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) تا ذکرهای دیگر...و حتی غیر نماز. مثلا چیزی شبیه دعوت به چالش! اما نه از این چالش های بی محتوا و بیهوده...یه چالش ارزشمند.

    دلیل دیگرش اینه که از حضور قلب در نماز بیشتر بدونم. که بقیه چجوری نماز میخونن و چه حسی و احوالاتی دارن...درسته، شاید خیلی از احوالاتمون خصوصی باشن بین ما و خدامون و حتما من هم خیلی چیزهارو ننوشتم...ولی خوب به هرحال این مهمه که چجوری و با چه روش و دیدی این حضور قلب رو به وجود میاریم؟ شما چطور اینکارو میکنین؟


    +راستی ممکنه در بعضی جاها اشتباهی داشته باشم یا برداشت غلطی در ذهنم بوده باشه، یا در جاهایی معانی و تفاسیر بهتری بوده باشه که من نمیدونم؛ خوشحال میشم نظرتون رو در این مورد هم در میون بگذارید.


    + دقت کردین زمان توی ذهن آدم خیلی کند میتونه بگذره و حتی متوقف بشه؟ انقدر که حجم فکرها و حرفها و تصورات زیاده...

    + حالا نظرتون رو در مورد این چالش بگین، به نظرتون خوبه همچین چالشی بذاریم و دوستانمون رو دعوت کنیم که پستی در این خصوص و یکی از نمازهاشون بذارن؟ با هر ساختاری که خودشون دوست دارن نه لزوما مثل این پست یا با عنوانی شبیه عنوان همین پست...

     

  • ۲